تبلیغات
مردگان انسان نما - بررسی مقایسه ای فرقه های خوارج و وهابیت

مردگان انسان نما

بیایید دشمن اسلام را بشناسیم

پنجشنبه 1 مرداد 1388

بررسی مقایسه ای فرقه های خوارج و وهابیت

نویسنده: S.s.S   

از آنجا که اندیشه ها و عقاید دو فرقه خوارج و وهابیت، نزدیکی هایی نسبت به هم دیگر دارند، در این نوشتار با بررسی تاریخچه پیدایش و عقاید خوارج به بررسی وهابیت پرداخته شده است و آن گاه زمینه ها و موارد مشترک به بحث گذاشته خواهد شد.

 

خوارج:
در واقع، خوارج به معنای خروج کننده و شورش است. خوراج، جمع خارجی است. خارجی در دو معنا عام و خاص استفاده می شود:
معنای عام آن به کسی گفته می شود که علیه امام بر حق و مورد قبول مسلمان ها شورش نماید. اما آن چه بر معنای خاص آن اطلاق می گردد، همان است که در جنگ صفین در اعتراض به حکمیت، در مقابل امام علی(ع) شورش کردند و با وی جنگ نمودند و سپس کار خودر ا با آرایی مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجیه کردند.
به این فرقه، مارقین نیز گفته شده است که به معنای خوارج است. خوارج و مارقین القابی است که مخالفان به آنها اطلاق کرده اند. البته، خوارج، لقب مارقین را نمی پذیرند، زیرا آنها خود را خارج از دین نمی دانند، بلکه مخالفان خود را این چنین می پندارند.
آنها معتقد بودند که جان خود را برای خدا و آخرت می فروشند و حتی به آیاتی نظیر (و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله) استناد نموده اند. آنها خود را شراه که جمع شاری به معنای فروشنده است، می خواندند. لازم به ذکر است که علت نام گذاری این فرقه به مارقین، حدیث پیامبر درباره شخصی است که به نحوه تقسیم غنایم از سوی پیامبر اعتراض کرد و عمل پیامبر را غیر عادلانه قلمداد نمود. پیامبر در این باره فرمودند: از نژاد این مرد، گروهی پدید می آید که «یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیه؛» یعنی از دین، خارج می شوند، همان گونه که تیر از کمان خارج می گردد.
الف) پیشینه تاریخی:
پیدایش خوارج با ظهور شیعه هم زمان بود، زیرا این دو مانند یک فرقه در زمان علی(ع) ظاهر گشته، همگی از یاران حضرت بودند، اگر چه اندیشه شیعه بر افکارخوارج، مقدم بود.
پیدایش خوارج در سپاه علی(ع) به زمان جنگ میان علی(ع) و معاویه در صفین بر می گردد که ماجرای حکمیت پیش آمد و معاویه برای فرار از معرکه جنگ، قرآن ها را بر سر نیزه کرده تا قرآن را حکم و قاضی خود و سپاه مقابل قرار دهند، ولی علی(ع) بر ادامه جنگ اصرار می ورزیدند. در این هنگام گروهی از سپاه حضرت بر ضد او شورش کرده، از وی خواستند به حکمیت تن در دهد. جالب این جاست که خوارجی که علی(ع) را به حکمیت واداشتند و بر گزینش حکمی معین (ابوموسی اشعری) واداشتند و مجبور ساختند، به دنبال این ماجرا نزد حضرت آمده، پذیرش حکمیت را گناهی بزرگ شمردند و از وی خواستند تا توبه کند؛ زیرا او کافر گشته است. شعار آنها «لاحکم الالله» بود که گروهی از عرب های صحرا نشین نیز پیرو او گشتند.
این فرقه در مقایسه با دیگر مذاهب اسلامی، سر سخت ترین فرقه در دفاع از مذهب خویش بوده اند و برای عقاید و اندیشه های خود بیشترین از خود گذشتگی را نشان داده اند.
خوارج از لحاظ این که واژه های جذاب بر عقل آنها غالب بوده، مانند ژاکوبیان هستند. (ژاکوبیان: افرادی که در جنگ با مردم در جریان انقلاب فرانسه با شعارهای دلفریبی چون، آزادی، برادری و مساوات، انسان هایی زیادی را کشته و جنایات بی رحمانه ای مرتکب شدند.)
خوارج نیز تحت تاثیر واژه هایی چون، ایمان، لاحکم الالله و برائت جویی از ستمگران، خون مسلمانان را مباح دانسته و آنها را مورد تهاجم قرار دادند.
البته خوارج به جز جنگاوری یا تمسک به ظواهر الفاظ، عشق به جان فشانی، علاقه به مرگ و استقبال از خطرها داشتند و این ویژگی ها ناشی از جاه طلبی و اختلال روحی و عصبی آنها بود، است.
بعضی از خوارج نیز کلام علی(ع) را هنگام ایراد خطبه قطع کردند. نشانه بسیاری از خوارج، صفت اخلاص آنها بود، ولی اخلاصی توام با گرایش و تعلق خاطر به جهت و گروهی خاص که بر فهم و درک آنان چیره گشته بود. با این حال، تعصب و عدم بی طرفی برایشان غلبه داشت. این که صفات نا هم گونی در خوارج جمع شده بود نظیر: تقوا و اخلاص از یک طرف و انحراف، سبک مغزی، تعقیب، خشونت، ناسازگاری و بی باکی هنگام فراخوان مردم به آن چه خود اعتقاد داشتند، از سوی دیگر، و هم چنین یک سو نگرانه و متعصبانه افکار و اندیشه های منحرف خود را بازور و سنگدلی و بدون مدارا به مردم تحمیل می کردند. شاید دلیل این اجتماع صفات ناهمگون و متضاد در آنها این است که بیشتر خوارج از عرب های صحرا نشین بود، و فقط عده کمی از آنها از اعراب ساکن روستاها بوده اند و با ظهور اسلام نیز وضع مادی آنان بهتر نشد. در واقع مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داد انها به خشونت، بی رحمی و تندی روی آورند.
بیشتر خوارج از میان قبایل عربی بودند و از موالی (غیر غرب) در میان آنان وجود نداشت، و یا اگر بودند، قلیل بودند. آنها از موالی گریزان بودند و بر ضد آنان تعقیب می ورزیدند. و شاید این با حسادت آنها نزدیک باشد؛ چرا که خوارج حتی به قریش هم به دلیل سلطه بر خلاف و اختصاص آن بر قریش و نه دیگران حسادت می کردند. در این جا به عقاید مشترک فرقه های خوارج می پردازیم:
ب)عقاید مشترک خوارج
قبل از پرداختن به این بحث باید به فرقه های متعدد خوارج اشاره کنیم که درباره تعیین فرقه های اصلی آنها اختلاف نظر وجود دارد. البته پنج فرقه مهم تر از دیگر فرقه ها بوده و دیگر فرقه ها از آن مشعب شده اند.
فرقه های اصلی خوارج:
1.
محکمه الاولی: همان گروه اولیه ای که در جنگ صفین در مقابل علی(ع) قرار گرفتند.
2.
ازارقه: آنها در تبدیل شدن خوارج به یک گروه مذهبی و کلامی و نه صرفا سیاسی نقش داستند. آنها مخالف خود را مشرک و کافر می دانستند.
3.
نجدات با نجدیه: این گروه در مجموع عقاید متعادلی داشتند.
4.
صفریه: این گروه کشتن اطفال و زنان مخالفان خود را جایز نمی دانند.
5 .
ابا فیه: معتدل ترین فرقه خوارج هستند. آنها، مرتکبین کبیره را کافر می دانند نه مومن

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :